بخشي از سراجالمنير ابن ميمون به عبري، خلاصهٴ اخلاق ارسطوي خود كسپي،
اقوالالحكماي حنين بن اسحاق ترجمهٴ حرزي را ميخواند. در دو سال بعدي بايد
تورات، سراج المنير، حلقات اسحاق بن يعقوب الفاسي، وصاياي ابن يعقوب كوسي و منطق ميخواند. وقتي به هجده سالگي ميرسيد، ميتوانست علوم فوقالذكر را بهعلاوهٴ علوم طبيعي بخواند. در بيست سالگي بايد همسري شايسته برميگزيد و براي خود خانوادهاي تشكيل ميداد، ولي بايد تحصيل فلسفه را دنبال ميكرد، يعني آثار ارسطو و شاگردانش،
دلالةالحايرين و كتابهاي پدرش را ميخواند.
7. شرح دلالةالحايرين در دو بخش بهنام ستونهاي سيمين و نقشهاي سيمين. اينرا بايد درشمار تفاسير تورات آورد، چون بيشتر به تفسير ابن ميمون مربوط است. اين كتاب در 177 فصل است، عددي كه برابر با ارزش عددي حروف ((باغ عدن)) است. آن را در سال 1331(؟) براي پسر بزرگش آبه ماري در بارسلون نوشته است. كسپي كتاب موره هه - موره را، كه شرح ديگري بر
دلالةالحايرين است و آنرا در سال 1280 شمطب بن يوسف فلقره نوشته، همچنين كتابالمبادي فارابي، ترجمهٴ موسي بن سموئيل بن تبّـون و
كتابالحدايق بطليموسي ترجمهٴ همو را مورد استفاده قرار داد. بهگفتهٴ كسپي، ابن ميمون نه آثار بطليموسي و نه ابن رشد را نميشناخت.
شارحان يهودي بعدي آثار كسپي را مورد استفادهٴ زيادي قرار دادند.
كسپي در فصل 14 اين كتاب ميگويد مسيحيان موره نبوكيم (دلالةالحايرين) را ترجمه كردهاند، مسلمانان فاس آن را به زبان اصلي ميخوانند، در مصر اعتبار زيادي دارد، در حالي كه يهوديان غربي از آن بدشان ميآيد، يا در بهترين حالت بدان اهميتي نميدهند.
تفسيرهاي تورات. بيشتر آثار كسپي به تفسير اختصاص دارد. خيلي بهاختصار از آنها سخن خواهيم گفت، هرچند محقق انديشهٴ او بايد آنها را هم با همان دقت ساير آثارش مورد بررسي قرار دهد، زيرا براي بهدست آوردن معلومات نهايي عرضه شده در
تورات و ساير بخشهاي عهد عتيق، در اين تفسيرها هرنوع معلوماتي گنجانيده شده است.
كسپي از تفسيرهاي ابن عزرا و ابن ميمون استفادهٴ زيادي كرده است و بارها عقايد آنان را مطرح ميكند و دليل موافقت خود را با آنها شرح ميدهد. از قريب بيست تفسير تنها چهارتا را ذكر خواهم كرد:
8. كاخهاي سيمين (كتاب اسرار) در سال 1317 در آرل تأليف شد، زماني توجه زيادي را جلب كرد و رابيان زيادي از آن انتقاد كردند، بهويژه موسي بوكَـري، آبه ماري بن اِليگدُر و قالونيموس بن قالونيموس. اين نوعي مقدمهٴ تفسيرمانند براي مطالعهٴ تورات است.
9. ميز سيمين. در بحث از نبوت و معجزه، حاوي دفاعيهٴ خوبي از زبان عبري. عهد عتيق را بهجاي ترجمههاي لاتيني يا عربي آن، بايد به عبري خواند، چون در غيراين صورت امكان سوءتفاهم وجود دارد (آيا ميتوان چنين نتيجه گرفت كه برخي يهوديان آن را به لاتيني يا عربي ميخواندند؟).